امروز چهارشنبه, 04 ارديبهشت 1398 - Thu 04 25 2019

منو

«روح از امر خداست» یعنی چه؟

 

«روح از امر خداست» یعنی چه؟


این که خدا می فرماید: قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی (روح از امر خداست) یعنی چه؟      


یکی از مباحث مهم و اساسی در ادیان و در حکمت و فلسفه و عرفان، شناخت روح در بُعد انسانی و جهانی آن است.

در مورد ماهیت روح در میان متکلمان و حکمای اسلامی اقوال مختلفی مطرح شده و در آیات و روایات نیز مطالبی اجمالی در این مورد ارائه شده است، ولی به طور کلی شناخت حقیقت روح در معنای قرآنی آن (که بیشر اشاره به حقیقتی بالاتر از ملائکه دارد)، از دسترس علوم ظاهری و آرا و افکار اندیشمندان خارج بوده و نیاز به معرفتی کشفی خواهد داشت، همچنان که گفته اند معرفت نفس که همان معرفت ربّ است شناخت حقیقت روح است.[1]

 

منظور از روح در آیه 85 اسرا

یکی از آیات مهمی که در قرآن کریم  اشارِه اجمالی به ماهیت روح دارد آیه 85 سوره اسراء است که می فرماید: «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً »؛ از تو در باره روح می پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است و جز اندکی از علم آن به شما داده نشده است.

در مورد این که در این آیه کدام یک از معانی روح مراد بوده است، نخست احتمالاتی مطرح می شود؛ همچون  : روح حیوانی، روح انسانی (نفس ناطقه)، روح القدس یا جبرئیل و روح به معنای مخلوقی برتر از ملائکه، اما آنچه مسلم است شناخت روح حیوانی که در علم طب از آن بحث می شود نمی تواند منظور این آیه باشد؛ چرا که شناخت ماهیت آن دور از دسترس علوم نبوده و در طب قدیم و علوم روحی جدید در مورد ماهیت آن مطالب مختلفی ارائه شده است.

همچنین روح را نمی توان همان جبرئیل دانست؛ چرا که کلمه روح غیر از آیه مذکور، در بسیاری از آیات قرآن تکرار شده و به قرینه این که در کنار ملائکه و متمایز از آنها ذکر شده ( الملائکة و الروح) مسلماً امری غیر از ملائکه است و صریح برخی از روایات نیز به این تمایز اشاره دارد. علامه طباطبائی در باره چیستی روح در آیه "یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ ......" می گوید: روح ظاهراٌ خلقی است بسیار وسیع تر از جبرئیل و غیر جبرائیل.

ابی بصیر از امام صادق (علیه السلام) در مورد قول خداوند که می فرماید:" یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی " سوال کردند؛ حضرت فرمودند: خلقی است اعظم از جبرائیل و میکائیل که همراه با رسول الله (صلی الله علیه و آله) بود و با ائمه همراه است و از عالم ملکوت است.

در این جا به برخی از روایاتی که دلالت دارد بر این که روح غیر از ملائکه و غیر از جبرئیل است اشاره می شود:

1. «اتی رجل امیر المومنین (علیه السلام) یسأله عن الروح الیس هو جبرئیل فقال له امیر المومنین (علیه السلام): جبرئیل من الملائکه و الروح غیر جبرئیل؛[2] فردی نزد حضرت علی (علیه السلام) آمد و پرسید: آیا روح همان جبرئیل نیست، حضرت فرمودند: جبرئیل از ملائکه است و روح غیر از جبرئیل است.

2. عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام ) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ کَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ وَ هُوَ مِنَ الْمَلَکُوتِ"؛[3] ابی بصیر از امام صادق (علیه السلام) در مورد قول خداوند که می فرماید: "یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی "سوال کردند؛ حضرت فرمودند: خلقی است اعظم از جبرائیل و میکائیل که همراه با رسول الله (صلی الله علیه و آله) بود و با ائمه همراه است و از عالم ملکوت است.

با این حال در برخی آیات می بینیم که جبرئیل را روح الامین معرفی کرده، ولی وجه جمع این دو مطلب همچنان که علامه طباطبائی نیز به آن تذکر داده است؛ از اشارات قرآن قابل استنباط است و آن این که جبرئیل و ملائکه حاملان و ناقلان روح هستند و روح را در تنزلات و ترقیات خود، همراهی می کنند و به همین لحاظ روح به وجهی ملازم ملائکه و جبرئیل است و به وجهی جدای از آنها است.[4]

 

ماهیت روح در قرآن و آیه 85، سوره اسراء

در مورد ماهیت و حقیقت این روح، خدای سبحان در آیه مذکور با بیانی اجمالی چنین فرموده است: «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی »؛ بگو روح از امر پروردگار من است. برای این که ماهیت امر الهی برای ما روشن شود می توان به برخی از آیات رجوع کرد از جمله آیه: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیئًا أَنْ یقُولَ لَهُ كُنْ فَیكُونُ»؛[5] امر  او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند تنها به آن می گوید موجود باش آن نیز بی درنگ موجود می شود. 

علامه طباطبائی در باره چیستی روح در آیه "یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ ......" می گوید: روح ظاهراٌ خلقی است بسیار وسیع تر از جبرئیل و غیر جبرائیل

از نظر علامه طباطبائی در تفسیر المیزان این آیه نشان می دهد روح که از سنخ امر خداوند است منسوب به ذات بوده و از آن جا که «امر الهی» عبارت است از: کلمه «کن» که همان کلمه ایجادی است و اشاره به فعل مختص ذات خدا دارد، از همین رو روح نیز که از سنخ امر الهی است به مقیاس زمان و مکان و هیچ خصیصه مادی دیگری اندازه گیری نمی شود.[6]

این روح در قرآن با تعبیرات مختلفی توصیف شده است؛ یکی این که به تنهایی و به طور مطلق ذکر شده؛ مانند آیه مذکور. همچنین گاهی با ملائکه همراه است و گاهی آن حقیقتی است که در عموم آدمیان نفخ و دمیده می شود و گاهی آن حقیقتی است که مومنان را همراهی و تأیید می کند و گاهی دیگر، آن حقیقتی است که انبیا با وی در تماس هستند.

 

چرا علم انسان در مورد روح اندک است ؟

 امام صادق علیه‏السلام فرمود: روح را نتوان به سنگینی و سبكی توصیف نمود، روح موجودی رقیق است (مانند هوا كه فضا را اشغال می‏كند اما محسوس نیست) كه قالبی تیره بر آن پوشانیده شده است، از آن حضرت سؤال شد آیا روح پس از آن كه از بدن جدا گشت، متلاشی(و نابود) می‏شود یا باقی می‏ماند؟ فرمود: باقی است تا گاهی كه در صور دمیده شود.( تفسیر صافی، فیض كاشانی، ص 293. به نقل از معارف و معاریف، ج3، ص 1085) 

 

نتیجه  :

روح از آن جا که حقیقتی ورای زمان و مکان و سایر خواص مادی است، لذا قابل ادراک حسی و رؤیت ظاهری نخواهد بود، هرچند مکاشفه و شهود قلبی حقیقت روح برای معصومین علیهم السلام امکان پذیر است و شاید عرفای واصل نیز اجمالا از این شهود بر خوردار باشند و منافاتی با تجرد روح ندارد. همچنین برخی آثار و تمثلات روحی (نه خود ذات روح) می تواند در قالب ماده ای لطیف آشکار شود و قابل مکاشفه مثالی از جمله بدن مثالی که قالب روح در عالم برزخ بوده و دارای خصوصیاتی شبیه به جسم دنیوی در درجه ای بالاتر از لطافت و نورانیت است. 

 

پی نوشت ها :

1. احمد بن محمد حسین اردکانی، مرآت الاکوان (تحریر شرح هدایه ملاصدرا)، ص 37،  ناشر، میراث مکتوب.

2. کلینی، کافی، ج 1، ص 274، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365.

3.کافی، ج1، ص273.

4.  طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 13، ص 171- 172، جامعه مدرسین، قم، 1374.

5.  یس، 82.

6. المیزان، ج 1، ص 528- 529.

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد