امروز دوشنبه, 30 ارديبهشت 1398 - Mon 05 20 2019

منو

حضرت علاّمه حسن حسن زاده آملی حفظه الله

  • نوشته شده توسط روابط عمومی
  • دسته: نامداران آمل
  • بازدید: 3107

زندگی نامه ی حضرت علاّمه حسن حسن زاده آملی حفظه الله

-_1.jpg

 

در پایان سال ۱۳۰۷ هجری شمسی در خانه ایمان و تقوی از پدری الهی، بزرگوار و اهل یقین و مادری جدّاً با ایمان، پاک و راستگو متولّد شده ام...

سپس در دامن او که دامن ولایت و درایت و طهارت بود پرورش یافتم و از پستان او که پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود شیر نوشیدم و همانا یقین دارم هر برکتی که از پروردگارم – سبحانه- به من افاضه شده است، از اینجا ناشی شده که خدای تعالی مرا در چنان دامن عفیفی پرورش داده و از چنان پستان شریفی روزی ام فرمود.

... در حالی که شش ساله بودم به مکتب خانه خدمت یک معلّم روحانی شرفیاب شدم و پیش او خواندن و نوشتن یاد گرفتم و تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه های آن زمان را خواندم تا این که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی فرا گرفتم.

پس از آن وارد دوره ابتدایی مدارس جدید شدم. بیش از دو سال از ورودم به مدرسه نگذشته بود که مادرم (علیها الرضوان) در سنّ جوانی، مخاطب به خطاب «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربّک راضیه مرضیه» گشته، وفات نمود...

6.jpg

...و در سنّ چهارده سالگی به فضل پروردگارم بارقه مشرقیه الهیه و شهاب قبسی به من رسید که به اقتضای عین ثابته ام مطلوب من بود... ...پس، سرّ من به آنچه که زبان وحی به آن ناطق است مترنّم شد که «انّی انست ناراً لعلّی اتیکم منها بقبس أو أجد علی النّار هدی» و این بارقه همانند نوری در پیش رویم شتافته، مرا در کسب معارف الهی راهنمایی کرده و کرّهً بعد کرّهً به تخلّق به اخلاق ربوبی ترغیب و مرّهً بعد مرّهً به تأدّب به آداب انسانی تحریص می کرد و برهه بعد برهه مرا به فرار و انزجار از مردم آن زمان و آیین های تباه و پستشان تحریص می نمود.

و قد اضرمت نار الصّبابه فی الصّبی                                                                                                                               هدایا الجنون قوی و صبّتی و به تحقیق، آتش عشق در کودکی، ارمغان های دیوانگی را در میان قومم شعله ور نمود. فقد قادنی لطف الاله الی الحمی                                                                                                                             علی صغری حمداً له من عطیّه پس همانا لطف خدا مرا در کودکی ام به قرقگاه، راهبری کرد- سپاس بر عطایایش. و قد نوّر الروح أنین لیالیاً                                                                                                                                   و قد طهّر السّرّ دموعُ کریمتی به درستی که ناله شبهایم، روحم را منوّر و اشک های چشمانم، باطنم را مطهر نموده است.

ورود به مدارس دینی باری، آن بارقه مرا از تاریکی به روشنی در آورد به این جهت که محبت تحصیل معارف قرآنی را در قلبم برافروخت. پس، از پدرم رضوان الله تعالی علیه برای ورود به مدرسه دینیّه (حوزه علمیه) اجازه خواستم و او بی درنگ همراه با شعفی شدید و گریه ای بلند که از سر شوق و خوشحالی و سرور بود اجازه داد. پس از برهه ای شروع کرد به نصیحت کردن و پند دادنم در مورد کاری که در پیش گرفته ام و مرا به صبر و استقامت و اتکال بر خدای متعال و کوشش در تحصیل کمال وصیت نمود.

چون شب روی آورد هنگام سحر برخاستم به گونه ای که احدی از افراد خانه متوجه حال من نبود. دیوان خواجه حافظ شیرازی را برداشته از باطن خویش ندایش کردم و گفتم تفأل به دیوان تو در اصقاع مشتهر شده، به اسماع رسیده است و من قرائت فاتحه به روح تو نثار می کنم به این امید که حُسن خاتمه کارم را به من بنمایانی. پس از قرائت فاتحه دیوان را گشودم، غزلی به این مطلع آمد:

کنون که در کف گل، جام باده ی صافست به صد هزار زبان بلبلش در اوصافست بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر                                                                                                                 چه وقت مدرسه و بحث کشف کشافست به دُرد صاف تو را حکم نیست، دم در کش                                                                                                  که هر چه ساقی ما ریخت عین الطافست ببر زخلق و زعنقا قیاس کار بگیر                                                                                                                       که صِیت گوشه نشینان زقاف تا قافست

این ابیات بر شوق وافرم افزود و مرا به شتاب در طلب مراد تهییج نمود.

آن بارقه ار دوحه شجره طیبه و نفَسِ نفسی زکیه و اشاره عالمی ربانی دارای محاسنی فراوان تابیدن گرفت و او میرزا ابوالقاسم مشتهر به فرسیو پسر ملا باشی ابراهیم (رحمه الله علیهما) بود که اعلم و اتقی و ازکای علمای شهرمان آمل و حقّاً از اعلام علمای دین و از افاخم مجتهدین بوده است. او اساتید تهران و عالمان اصفهان روزگار خویش را ادراک نموده، سپس به حوزه نجف کوچ کرده از مشایخ و اعلام آن حوزه؛ سید ابوالحسن اصفهانی، آخوند خراسانی، میرزا حسین نائینی و غیرهم حظّی وافر بلکه أوفر برده بود.

خلاصه، فضایل آن روحانی بطل و محاسنش در علم و عمل و سیره اش در تقوی و کمالش در حسن خطّ و آنچه از سختی های روزگار و دهر خیانتکار از سوی طاغوت پهلوی خیانتکار بر او گذشت، بسیار گسترده است.

من پیش او شاگردی نکردم چون ایشان در ابتدای اشتغالم به دروس روحانی به جوار رحمت الهی پیوست ولی در ایماض آن بارقه، او را بر من حقی عظیم است.

شهرمان آمل در آن وقت حافل عده ای از علماء بود که نمونه های فضل و تقوی بودند همانگونه که از دیرباز جایگاه علم بود و بر این مطلب تاریخ و آملی های مذکور در کتب تراجم و نیز مصنفات علمی و مدرسه ها و مکتب های دینی شان گواهی می دهند. نخستین اساتید و اولین کتب درسی

و این حُججِ باهره جهت جلوگیری از اندراس اعلام هدایت در لُجَجِ غامره در تأدیب و تعلیم ما کوششی تامّ نمودند. شایسته است به ذکر نامهای نامی شان تبرّک بجویم؛ آیات و حجج: محمد غروی، عزیزالله طبرسی، ابوالقاسم رجایی، حاج شیخ احمد اعتمادی و عبدالله اشراقی رضی الله تعالی عنهم و رضوا عنّا. اوّلین کتاب هایی که به ما تعلیم دادند اینهایند:۱- رساله منظومی در لغت به نام «نصاب الصبیان» تصنیف ابو نصر فراهی ۲- رساله امثله از کتاب «جامع المقدمات» در طیّ چند هفته نصاب را یاد گرفتیم و کاملاً حفظ کردیم و درس جامع المقدمات هم به «عوامل ملا محسن» رسیدیم. در حالی تحصيلات کتب ابتدائيه را که در ميان طلّاب علوم دينيّه معمول و متداول است از نصاب الصبيان و رساله عمليه فارسی آيه الله سيد ابوالحسن اصفهانی (چون ايشان مرجع علی الاطلاق در آن زمان بودند) و کليات سعدی، گلستان سعدی و جامع المقدمات و شرح الفيه سيوطی و حاشيه ملا عبدالله بر تهذيب منطق و شرح جامی بر کافيه نحو و شمسيه در منطق و شرح نظام در صرف، مطوّل در معانی و بيان و بديع و معالم در اصول، تبصره در فقه و قوانين در اصول تا مبحث عام و خاص را در آمل که همواره از قديم الدهر واجد رجال علم بوده، از محضر مبارک روحانيين آن شهر آيات عظام و حجج اسلام: محمد آقا غروی و آقا عزيزالله طبرسی و آقا شيخ احمد اعتمادی و آقا عبدالله اشراقی و آقا ابوالقاسم رجائی و غيرهم که همگی از اين نشأه رخت بربسته اند و به رياض قدس در جوار رحمت ربّ العالمين آرميده اند، فرا گرفتند و نيز از حضرت آيه الله عزيزالله طبرسی تعليم خط می گرفتند تا اينکه خود حضرتش در آمل چند کتاب مقدماتی را تدريس می کردند.

روزی که درس در مورد «کانَ» از حروف مشبهه بالافعال و الغاء آن از عمل و شاهد بر الغاء، قول شاعر «کان ثدیاه حُقّان» بود، مخبر مرگ به مدرسه آمد و خبر وفات پدرم آورد رحمه الله علیه. پس از آن خاله ام رحمه الله علیها سرپرستی مرا به عهده گرفت و نسبت به من از والدینم نیکوکارتر و مهربان تر بود. مهاجرت به تهران

پس از گذشت شش سال از اشتغالم به تحصیل در شهر آمل در روز چهارشنبه اوّل شهریور ماه ۱۳۲۹ هجری شمسی مطابق با نهم ذی القعده الحرام ۱۳۶۹ از هجرت نبوی(علی مهاجرها آلاف التحیه و الصلاه و السلام) به تهرا ن مهاجرت کردم. پس از سختی های زیاد پروردگارم مرا در مدرسه حاج ابوالفتح (علیه الرحمه) واقع در آخر خیابان ریِ تهران مأوی داد... ...به اسم فتح تفأل به خیر زدم. گویا به اسم آرزوی فتوحات ربّ فاتحم (عزّ اسمه) داشتم. ایشان چند سالی در مدرسه مبارک حاج ابوالفتح (رحمه الله عليه) به سر بردند و باقی کتب شرح لمعه از عام و خاص قوانين تا آخر جلدين آنرا در محضر شريف مرحوم آيه الله آقا سيد احمد لواسانی (رضوان الله تعالی عليه) درس خواندند.

و بعد از آن چندين سال در مدرسه مبارک مروی به سر بردند. و به ارشاد جناب آيه الله حاج شيخ محمد تقی آملی (قدس سره) به محضر مبارک علامه حاج ميرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (اعلی الله مقامه) رسيدند و آن بزرگوار چون پدری مهربان، ساليانی دراز در کنف عنايتش، همّ خويش را به تربيت و تعليم ايشان مصروف داشت – به مدت 13 سال – و از فنونی چند دری بروی ايشان گشود.

از منقول تمام مکاسب و رسائل شيخ انصاری (قدس سره) و جلدين کفايه آخوند خراسانی (قدس سره) و پس از آن کتاب طهارت و کتابهای صلوه و خمس و زکات و حج و ارث جواهر را به صورت درس فقه خارج استدلالی محققانه، تا اينکه مطمئن شد و باور نمود که بر استنباط فروع از اصول تواناست. آنگاه حضرتش را به تصديق مُنّه استنباط و قوه اجتهاد مشرف ساخت.

از معقول اکثر شرح خواجه طوسی (قدس سره) بر اشارات ابن سينا (قدس سره) و اکثر اسفار ملاصدرا (قدس سره) و کتاب نفس و حيوان و نبات و تشريح شفای شيخ الرئيس که از کتاب نفس تا آخر طبيعيات شفاء است. از تفسير تمام دوره تفسير مجمع البيان طبرسی از بدو تا ختم آن.

از کتب قرائت و تجويد: شرح شاطبيه به نام «شراج المبتدی و تذکار المقری المنتهی» که شرح علامه شيخ علی بن قاصح عذری بر قصيده لاميه منظومه علامه شيخ قاسم بن فيره رعينی شاطبی در علم قرائات است. می باشد. شرح شاطبيه (در علم قرائات و معرفت قاريان) از کتابهای درسی بود که در مراکز علمی خوانده می شد و استاد علامه شعرانی (قدس سره) آنرا پيش پدرش خوانده بود.

از کتب رياضی و نجوم: 1. رساله فارسی ملاعلی قوشچی در علم هيئت 2. شرح قاضی زاده رومی بر «الملخّص الهيه» از مؤلفات محمّد بن محمود خوارزمی چغمينی معروف به «شرح چغمينی». 3. استدراک بر تشريح الافلاک شيخ بهايي تأليف علامه شعرانی 4. کتاب «الاصول» مشهور به اصول اقليدس صوری به تحرير خواجه طوسی که حاوی پانزده مقاله در حساب و هندسه است که همه مسائلش به براهين رياضی مبرهن است. 5. اُکَرمالاناوس به تحرير خواجه طوسی 6. اُکَر ثاوذوسيوس در مثلثات و اشکال کروی به تحريرخواجه طوسی 7. شرح علامه خفری بر «تذکره فی الهيه» محقق طوسی در علم هيئت که شرحی استدلالی است بر مسائل هيئت. بعد از تعلّم شرح خفری بر تذکره به زيج بهادری که اتمّ و ادقّ و اجدّ زيجات است، پرداختند. 8. تعليم کتاب کبيرمجسطی تأليف بطليموس قلوذی به تحرير طوسی در علم هيئت است و شريفترين مصنف در اين علم است و نيز مقصد اسنی و مطلب اعلی و نهايه النهايات در درس هيئت استدلالی می باشد، همانگونه که شرح خفری ياد شده و اُکَر ثاوذسيوس و اُکَر مالاناوؤس و کتاب «الکره المتحرکه» تأليف اوطوقوس به تحرير خواجه طوسی و رساله قسطابن لوقا در عمل به کره ذات الکرسی و نظاير اين کتاب از متوسطات و اصول اقليدس و کتابهای پايين تر از آن در حساب و هندسه و هيئت از بدايات در اين رشته طبق مراتب درجاتی که نزد اهل هيئت معمول است می باشند. 9. استخراج تقويم نجومی که چهار سال تعليم آن در محضر علامه شعرانی طول کشيد حضرت استاد علامه حسن زاده (مدّ ظله العالی) به غوص در مسايل آن تا آنجا متبحر شدند که بر استخراج آن متمهّر گشتند و آنرا به طور کامل شرح کردند که هنوز چاپ نگشته است. از اين زيج نه سال استخراج تقويم کردند که چاپ و منتشر شد.

در عمل به آلات رصدی: اسطرلاب و ربع مجيّب به نحو کمال و معرفت آلاتی که در کتابهای ياد شده مذکور است.

از کتب طبّ: 1. قانونچه محمد بن محمود چغمينی 2. شرح الاسباب نفيس بن عوض بن حکيم طبيب 3. تشريح کليات قانون شيخ الرئيس

در علم درايه و رجال: دوره کامل رساله استاد علامه شعرانی که تاکنون چاپ نگشته است و دوره کامل «جامع الرواه اردبيلی» عليه الرحمه

در حديث و روايت: جامع وافی فيض کاشانی (رضوان الله تعالی عليه) پس از خواندن جامع وافی به انخراط در سلک روات دين و انسلاک درسلسله حمله احاديث صادره از اهل بيت عصمت و وحی مشرف گشته است که دستخط شريف علامه شعرانی در کتاب «درآسمان معرفت» حضرت مولی آمده است.

راهیابی به محضر درس آیت الله قمشه ای

به دلم گذشت به کسی مراجعه کنم که به علماء بینا و داناست. به محضر آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی که از بزرگان علماء در تهران بود مشرّف شده، جریان شرکتم در بعضی از محافل درسی و ناخشنودیم را از درس های رایج معمولی برایش حکایت کردم... ...ایشان مرا به طور جدی به ادراک محضر علامه ذوفنون آیت الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی و حکیم میرزا مهدی الهی قمشه ای تشویق کرد. در اثنای تتلمذمان پیش استاد الهی، خداوند سبحان به فضل و کرمش دری دیگر از رحمتش به روی ما گشود و شرکت در محضر معلّم العصر، فخر العلم، مفخر الاسلام، آیت الله العلیم العلام، العلامه ذی الفنون الاستاذ الاعظم حاج میرزا ابوالحسن شعرانی (افاض الله علینا من برکات انفاسه القدسیه النفسیه) را آسان و ممکن ساخت که به مدت 13 سال در محضر او شاگردی نمودم.

این قهرمان علمی در گردآوری علوم منحصر بفرد بود. احدی از علمای معاصرمان را ندیدیم که در جمع علوم و احاطه بر آنها همتای او باشد.

استخراج تقویم

خداوند سبحانه ما را به اخذ و تعلّم کتاب «زیج بهادری» از محضر استاد در طیّ چهار سال موفق نمود در حالی که بر همه مسایل آن از بدو تا ختم برهان اقامه می کردیم. من به غوص در مسایل آن تا آنجا متبحّر شدم که بر استخراج آن متمهّر گشتم و آن را به طور کامل شرح کردم که هنوز چاپ نشده است. از این زیج نُه سال استخراج تقویم کردم که چاپ و منتشر شد. بعد از تسلّط بر زیج بهادری دستور دادند به تعلّم کتاب کبیر مجسطی بطلیموس قلوذی به تحریر خواجه طوسی. این مجسطی دستوری بزرگ در علم هیئت و شریف ترین مصنّف در این علم است و نیز مقصد اسنی و مطالب اعلی و نهایه النهایات در درس هیئت استدلالی می باشد.

اساتید حوزه تهران

در محضر علامه رفيعی قزوينی رضوان الله تعالی عليه : در آن سنوات استاد آيه الله حاج ميرزا ابوالحسن رفيعی قزوينی (قدس سره) از قزوين به تهران تشريف فرما شدند و اقامت فرمودند که به هدايت جناب استاد شعرانی به حضور شريفش تشرّف يافتند و چند سالی (5 سال) در محضر مبارکش نيز به تحصيل علوم عقلی و نقلی و عرفانی از اسفار صدر اعظم فلاسفه و شرح علامه محمد بن حمزه مشهور به ابن فناری بر مصباح الانس صدر الدين قونوی و خارج فقه (طهارت و صلوه و اجاره از روی متن عروه الوثقی فقيه آقا سيد محمد کاظم يزدی) و خارج اصول (از متن کفايه الاصول آخوند خراسانی) مشتغل بودند و به «فاضل آملی» از زبان مبارک ايشان وصف می شدند.

در محضر درس آيه الله حکيم الهی قمشه ای رضوان الله تعالی عليه: تمام حکمت منظومه متأله سبزواری و مبحث نفس اسفار و حدود نصف شرح خواجه بر اشارات شيخ رئيس را تلمذ نمودند. و نيز در مجلس تفسير قرآن آن جناب خوشه چين بودند که همه درسها بيش از ده سال در بيت شريف حکيم متأله الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی عليه) بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می شد. و نيز مدتی مديد در تهران در درس خارج فروع فقهيه و اصول علامه جناب آيه الله آشيخ محمد تقی آملی شرکت فرمودند. و همچنين از اعاظمی که در تهران به ادراک محضرشان بهره مند بودند، جناب حکيم الهی و عارف صمدانی استاد محمد حسين فاضل تونی (رحمه الله تعالی عليه) است که قسمتی از طبيعيات شفا و شرح علامه قيصری بر فصوص شيخ اکبر محی الدين عربی را نزد ايشان تلمذ نمودند.

و قسمتی از طبيعيات شفا را در محضر مبارک جناب آيه الله حاج ميرزا احمد آشتيانی (قدس سره) خوانده اند. و يکی از آن بزرگواران شيخ جليل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقليه و نقليه حاج شيخ علی محمد جولستانی (رحمه الله تعالی عليه) بود که در فراگيری لئالی منتظمه در منطق تصنيف متأله سبزواری پيش ايشان شاگردی نمودند. تدريس همراه تحصيل در مدت اقامت حضرتش در تهران در طی سيزده سال يا بيشتر همراه با اشتغال به تحصيل علوم از آن محاضر عاليه طبق روش معهود و سيره جاريه بين علمای روحانی به تعليم و تدريس در مدارس (حوزه علميه) روحانی نيز اشتغال داشتند و کتابهای ذيل را تدريس فرمودند:

1. معالم الاصول 2. مطوّل تفتازانی, « حضرت مولی شش دوره به تدريس مطوّل توفيق داشت » و معانی مطوّل از اول تا آخر و قسمت زيادی از بيان بديع آنرا تحشيه فرمودند که بسيار گرانقدر و شريف است. 3. کشف المراد فی شرح تجريد الاعتقاد در علم کلام که اينک با تصحيح و تعليقات حضرتش به طبع رسيد. 4. قوانين در اصول 5. شرح محقق طوسی بر اشارات شيخ رئيس در حکمت مشائيّه 6. شرح لمعه در فقه 7. ارث جواهر در فقه 8. لئالی منتظمه 9. جوهر نضيد 10. حاشيه ملاعبدالله 11. شرح شمسيه اين چهار کتاب اخير در علم منطق است. 12. هيئت فارسی در قوشچی 13. شرح چغمينی 14. تشريح الافلاک شيخ بهايي 15. اصول اقليدس 16. زيج بهادری اين پنج کتاب در رياضيات: هيئت و حساب و هندسه است و همچنين موفق به يادگيری زبان فرانسه گرديدند.

از جمله کسانی که خداوند سبحان در تهران... از سفره های علمی آنها روزی ام داد، عارف بالله و حکیم متأله جامع و ادیب متضلّع بارع مولایم علامه شیخ محمد حسین فاضل تونی، شیخ جلیل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقلیه و نقلیّه حاج شیخ علی محمد جولستانی، حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی، حاج میرزا احمد آشتیانی و حاج شیخ محمد تقی آملی (رفع الله درجاتهم) بودند. خدای دانا را گواه می گیرم بر این که این بزرگان برای خدا علم آموختند و برای خدا عمل کردند و برای خدا تعلیم دادند علیهم صلوات الله و سلامه.

مهاجرت از دار العلم تهران به شهر مقدس قم

سپس خداوند سبحان به قضاء محتوم و قدر مبرمش مهاجرت از دارالعلم تهران را به شهر مقدس قم در روز دوشنبه ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۴۲ هجری شمسی مطابق با ۲۵ جمادی الاولی سال۱۳۸۳هجری قمری برای ما مقدر فرمود .

بعد از ورود به قم، تدريس معارف حقّه الهی و تعليم فنون رياضی را شروع کردند. برخی از دروسی که حضرت استاد (حفظه الله تعالی) تدريس فرمودند، از شرح دفتر دل باب يازدهم جلد 2 شارح حضرت استاد صمدی آملی (حفظه الله تعالی) به شرح ذيل می باشد:

1. تدريس چهار دوره اشارات با شرح خواجه که در هر دوره ای با تصحيح دقيق و تعليقات وشرحی محققانه همراه بوده است.(صفحه 253) 2. تدريس مصباح الانس به مدت هشت سال در حوزه علميه قم برای چندين نفر از عزيزان به خصوص جناب عارف واصل حضرت حجه الاسلام سمندری نجف آبادی و جناب عارف واصل حضرت آقای دکتر امامی نجف آبادی و دوره دوم تدريس آن نيز در تاريخ 24/7/1370 برابر هفتم ربيع الثانی 1412 قمری آغاز شد که تا صفحه 49 اين کتاب به طبع انتشارات فجر در طی 184 جلسه ادامه يافت و در تاريخ 26/11/71 با کسالت حضرت مولی تعطيل شد. (صفحه 255) 3. تدريس شرح فصوص الحکم قيصری چهار دوره که برای شاگردان املاء می فرمود و آنان مي نوشتند. (صفحه 255) 4. تدريس يک دوره کامل شفا شيخ رئيس که در ضمن تدريس از روی چندين نسخه تصحيح شده و تعليقات و حواشی نمودند. (صفحه 254) 5. تدريس چهار دوره تمهيد القواعد در حوزه علميه قم که هر دوره اش حدود چهار سال به طول انجاميد. (صفحه 254) 6. تدريس « اُکَر مانالاؤس » که مدت سه سال در حوزه علميه قم بطول انجاميد. (صفحه 256) 7. تدريس دو کتاب « اُکَر ثاوذوسيوس و مساکن » به تحرير خوجه طوسی. (صفحه 257) 8. تدريس اصول اقليدس. (صفحه 257) 9. تدريس دروس هيئت و ديگر رشته های رياضی. (صفحه 263).

بعد از ورود به قم تدریس معارف حقه الهی و تعلیم فنون شریف ریاضی را شروع کردم و تاکنون ۲۴ سال است که بر این وتیره مُثلی سیر می نمایم «ذلک فضل الله یوتیه من یشاء» و همچنین چند سالی به علت حرص به علم جویی در تعدادی از دروس فقهی در محضر مشایخ آن شرکت جستم. ادراک محضر حضرت علامه طباطبایی رضوان الله تعالی عليه

همچنین به محض ورود به قم محضر مبارک راقی به قله های معارف قرآنی و سامی به اسنمه سرشت های انسانی و نائل به ذروه علیای اجتهاد در علوم عقلی و نقلی، عَلَمِ علم و عمل، طود تحقیق و تفکیر، فخر اسلام، صاحب تفسیر قویم عظیم المیزان، عارف مکاشف ربانی، فقیه صمدانی، عالم به ریاضیات عالی «حساب و هندسه»، استاد اکبر، معلم اخلاق، مکمّل نفوس شیقه به کمال، آیت الله العظمی سیّد محمّد حسین طباطبایی (قدس الله نفسه القدسیه) را ادراک نمودم... ...خداوند منّان از فضل جسیم خود ما را به استفاده از محضر قدسی او به مدّت هفده سال تأیید فرمود.

حضرت استاد علامه، يگانه عصر به مدت 17 سال از محضر قدسی علامه طباطبائی (ره) بهره بردند. در خدمت ايشان کتابهای زير را خواندند:

1. کتاب «تمهيد القواعد» صائن الدين علی بن ترکه، که شرحی است شريف بر « قواعد التوحيد » ابن حامد ترکه و تدرّس آن شب جمعه 12 شعبان المعظم سنه 1383 هجری قمری به اتمام رسيد. 2. کتاب برهان منطق شفاء شيخ رئيس. تاريخ شروع آن شعبان المعظم 1386 هجری قمری مطابق با آذر ماه 1347 هجری شمسی بوده است. 3. جلد نهم اسفار صدرالمتألهين به چاپ جديد که از اول باب هشتم کتاب نفس تا آخر آن می باشد و درس آن در روز يکشنبه 23 شعبان المعظم مطابق با پنجم آذر ماه 1346 هجری شمسی بطور کامل پايان پذيرفت. 4. کتاب توحيد بحار مجلسی. تاريخ شروع آن: شب پنجشنبه 14 شوال المکرم 1394 هجری قمری بوده است. 5. جلد سوم بحار که در مورد معاد و مطالب ديگر آن است و آنرا به تمامی خواندند.

از جمله چيزهايي که از محضر قدسی او استفاده کردند، تحقيق در مورد شعب علم، بحث از واجب تعالی و صفات او، تفسير آيات قرآنی و تنقيب در عقايد حقّه جعفری بوده است.

حضرتش سوگند ياد کرده و می فرمايند: « به جانم سوگند مهمترين چيزی که در محضر شريف او جوهر عاقل را مبتهج می کرد، اصول علميّه و امهّات عقليه ای بود که القاء می فرمود و هر يک از آنها دری بود که درهای ديگری از آن گشوده می شد. به خداوند سوگند از محضر روحانی او علم و عمل فيضان می کرد؛ حتی سکوتش نطقی بود که هيمانی ملکوتی را حکايت می کرد. » در محضر علامه محمّد حسن الهی طباطبایی رضوان الله تعالی عليه

از جمله کسانی که در عتبه علیای او اعتکاف داشتم- عتبه ای که در آن، جان من از نسیم روح زندگی برخوردار بود و نفسی را که در زمره اموات شمرده می شد احیاء کرد و او را از ظلمات به نور درآورد- زبده علمای عامل و عمده عرفای شامخ، عروج کرده به مطالع یقین، حکیم متفقه، فقیه متأله، استاد علامه مکاشف و بحر معارف، مولایم حاج سیّد محمد حسن الهی طباطبایی تبریزی – برادر علامه استاد حاج سید محمد حسین طباطبایی تبریزی- بود.

این دو برادر (رضوان الله تعالی علیهما) در اکتساب جمیع فنون علمی و آداب سلوک عرفانی قرآنی یار و همسفر یکدیگر بودند و حقّ این دو بزرگ بر من عظیم است. (جزاهم الله خیر جزاء المحسنین

در محضر حاج سيد مهدی قاضی تبريزی رضوان الله تعالی عليه حضرت آقا به مدت چهار سال يا بيشتر جهت تعلم علوم ارثماطيقی در محضر گرانقدر عالم وفیّ زکیّ تقیّ، صاحب خط ممتاز، دوحه شجره قرآن و عرفان و برهان، فرزند صاحب کمالات و خوارق عادات، عالم کامل، مکمّل مکاشف، حضرت آيه الله العظمی حاج سيد علی قاضی تبريزی مصداق « اَلوَلَدُ سِرُّ اَبيه» اعنی الحجه سيد مهدی قاضی مشرف بوده اند. به فرمايش حضرت آقا: «ايشان در تعليم من بذل جهد فرمود و او را بر من حقی است عظيم.»

به خداوند سوگند قلم و زبان به ادای شکر محشار نيکی هايي که اين مشايخ عظام در حقّ ما نموده اند وافی نيست؛ اگر چه عله العلل و مفيض علی الاطلاق، الله ربّ العالمين است.

تحصيلات حوزوي: اجتهاد

 

مقدمات: شرح جامي، آمل؛ شرح شمسيه، آمل؛ تبصره علامه، آمل؛ شرح نظام، آمل. سطح : شرايع الاسلام، آمل؛ شرح لمعه، آمل؛ قوانين الاصول (تا عام و خاص)، آمل؛ معالم الاصول، آمل؛ شرح قوشچي، آمل. آقا عبدالله اشراقي، رساله عمليه آيت اللّه اصفهاني، آمل؛ سيد احمد لواساني، شرح لمعه، 3 سال، تهران؛ سيد احمد لواساني، قوانين الاصول، 3 سال، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، رسائل، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، مكاسب، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، كفايه، تهران. توضيح: ايشان، دروس سطح را در مدت 6 سال، از 1323 تا 1329 هـ. ش در آمل فرا گرفته است. استادان ايشان در حوزه علميه آمل عبارت بودند از: محمد آقا غروي، احمد مشائي، ابوالقاسم ديد كوهي، شيخ احمد اعتمادي، ابوالقاسم رجايي و عزيز الله طبرسي

خارج فقه و اصول: ميرزا ابوالحسن شعراني، فقه (بحث طهارت، صلوة، خمس، زكات، حج، ارث)، تهران؛ ميرزا ابوالحسن رفيعي قزويني، فقه (بحث طهارت، صلوة، اجاره)، تهران؛ ميرزا ابوالحسن رفيعي قزويني، اصول (بحث اجتهاد و تقليد)، تهران؛ شيخ محمد تقي آملي، فقه و اصول، تهران؛ محمدعلي اراكي، فقه، 1342 هـ. ش، قم؛ سيدمحمدرضا گلپايگاني، فقه، 1342 هـ. ش به بعد، قم؛

سيد محمد محقق داماد، فقه، 1342 هـ. ش، قم. توضيح: فراگيري درس خارج ايشان در تهران از سال 1338 تا 1342 هـ. ش به درازا كشيده است.

تفسير: ميرزا مهدي الهي قمشه اي، تفسير قرآن، 11 سال، تهران؛ سيد محمد حسين طباطبايي، تفسير قرآن، 1342 هـ. ش به بعد، 17 سال؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، مجمع البيان، تهران.

حديث: ميرزا ابوالحسن شعراني، الوافي فيض كاشاني، تهران؛ علامه سيدمحمدحسين طباطبايي، كتاب توحيد بحارالانوار، سال 1394 هـ. ق، قم؛ علامه سيدمحمدحسين طباطبايي، ج 3 بحار الانوار، قم.

عرفان علمي و عملي: ميرزا ابوالحسن رفيعي قزويني، شرح فناري بر مصباح الأنس، تهران. اخلاق علمي و عملي: محمد حسين فاضل توني، شرح علامه قيصري بر فصوص الحكم، تهران .

منطق: علامه سيدمحمدحسين طباطبايي، برهان منطق شفا، 1345 هـ. ش، قم؛ شيخ علي محمد جولستاني، لئالي منتظمه، تهران.

فلسفه و كلام: ميرزا مهدي الهي قمشه اي، منظومه، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا مهدي الهي قمشه اي، الهيات اسفار، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا مهدي الهي قمشه اي، اشارات، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا ابوالحسن رفيعي قزويني، اسفار، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، شرح خواجه نصير طوسي بر اشارات، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، بحث نفس و حيوان و نبات و تشريح از كتاب شفا، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ استاد محمد حسين فاضل توني، از طبيعيات شفا، 1329 ـ 1342 هـ ش، تهران؛ ميرزا احمد آشتياني، بخشي از طبيعيات شفا، 1342 هـ. ش، تهران؛ علامه محمد حسين طباطبايي، تمهيد القواعد، 1342 هـ. ش، تهران؛ علامه محمد حسين طباطبايي، برهان منطق شفا، 1345 هـ. ش، تهران؛ علامه محمد حسين طباطبايي، ج 9 اسفار، 1346 هـ. ش، تهران.

رجال و درايه: ميرزا ابوالحسن شعراني، 2 ج، جامع الرواة (اردبيلي)، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، درايه (استاد شعراني)، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران.

رياضيات و نجوم: ميرزا ابوالحسن شعراني، رساله فارسي قوشچي در هيأت، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، شرح چغميني، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، استدراك بر تشريح الافلاك، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، الاصول (اصول اقليدي صوري)، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، اكرامالانوس، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، اكرثاوذوسيوس، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، شرح علامه خفري برالتذكرة في الهئية، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، زيج بهادري، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، مجسطي، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، عمل به آلات رصدي اسطرلاب و ربع مجيب، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، معرفت آلاتي كه در كتاب هاي بالا ياد شده است، تهران.

علوم ديگر: عزيزالله طبرسي، خط، 1323 ـ 1329 هـ. ش، آمل؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، شرح شاطبيه (علم قرائات)، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، پزشكي (قانونچه ي چغميني)، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، شرح الاسباب نفيس بن عوفي بن حكيم طبيب، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا ابوالحسن شعراني، تشريح كليات قانون شيخ الرئيس، 1329 ـ 1342 هـ. ش، تهران؛ ميرزا احمد آشتياني، طب بوعلي سينا زبان فرانسه، قم

شيخ عارف، کامل مکمّل، واصل به مقام منيع قرب فريضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفيع اجتهاد در علوم عقليه و نقليه، صاحب علم و عمل، و طود عظيم تحقيق و تفکير، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقيه صمدانی عالم به رياضيات عاليه از هيئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غريبه و متحقق به حقائق الهيه و اسرار سبحانيه، مفسِّر تفسير انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شيّقه الی الکمال، آيه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به حسن زاده شهرت دارند، در اواخر سال 1307 هجری شمسی در روستای ايرای لاريجان آمل متولد و در حجر کفالت و تحت مراقبت پدر و مادری الهی، بزرگوار و اهل يقين، تربيت و از پستان پاک مادری عفيفه صديقه طاهره و پاک از ارجاس حين الولاده که پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود، شير نوشيدند و پرورش يافتند.

مجموعه آثار حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی بیش از یک صد و ده مجلد کتاب است که بیش از نیمی از آن به زیور طبع آراسته و در اختیار عموم قرار گرفته است. فهرست مکتوب آثار علاّمه حسن زاده آملی حفظه الله :

 

۱- نامه ها بر نامه ها 2 ولايت تكويني 3 وحدت از ديدگاه عارف و حكيم 4 مشكاة القدس علي مصباح الانس 5 الهي نامه 6 انسان در عرف عرفان 7 تصحيح و تعليق تمهيد القواعد 8 تصحيح و تعليق رساله تحفة الملوك 9 تصحيح و تعليق شرح فصوص خوارزمي 10 تصحيح و تعليق شرح فصوص قيصري 11 تصحيح رساله مكاتبات 12 رساله نور علي نور در ذكر و ذاكر و مذكور 13 رساله لقاء الله 14 رساله مفاتيح المخازن 15 رساله انه الحق 16 رساله اي در سير و سلوك 17 شرح طائفه اي از اشعار و غزليات حافظ 18 شرح فصوص الحكم 19 كلمه عليا در توقيفيت اسماء 20 قرآن و عرفان و برهان از هم جدايي ندارند 21 عرفان و حكمت متعاليه 22 فص حكمة عصمتيه في كلمة فاطميه 23 نثرالداري علي نظم اللئالي 24 گنجينه گوهر روان 25 نصوص الحكم بر فصوص الحكم 26 معرفت نفس 27 مفاتيح الاسرار لسلاك الاسفار 28 النور المتجلي في الظهور الظلي 29 النفس من كتاب الشفاء ابن سينا (تحقيق) 30 الالهيات من كتاب الشفاء ابن سينا (تحقيق) 31 الاصول الحكميه 32 الحجج البالغه علي تجرد النفس الناطقه 33 ترجمه و تعليق الجمع بين الرايين 34 ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات 35 تصحيح و تعليق شرح اشارات 36 تصحيح و تعليق شفا 37 تقديم و تصحيح و تعليق آغاز و انجام خواجه طوسي 38 تقديم و تعليق رساله اتحاد عاقل به معقول علامه رفيعي قزويني 39 دروس اتحاد عاقل به معقول 40 دررالقلائد علي غررالفرائد ( تصحيح و تعليق بر شرح منظومه ) 41 جزوه من كيستم 42 مُثُل و مثال 43 توبه 44 تقديم و تصحيح و تعليق رساله قضا و قدر محمد دهدار 45 تقديم و تصحيح و تعليق كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد 46 رساله امامت/رساله في الامامة (در هشت رساله عربي ) 47 رساله حول الرويه 48 رساله خيرالاثر در رد جبر و قدر 49 قرآن هرگز تحريف نشده/فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الارباب 50 انسان و قرآن 51 تصحيح خلاصة المنهج ملافتح الله كاشاني 52 مصادر و ماخذ نهج البلاغه 53 انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه 54 تصحيح نهج البلاغه 55 تصحيح سه كتاب ابي الجعد،نثراللئالي،طب الائمه 56 تكملة منهاج البرائه از جلد 15 الي 19 در شرح نهج البلاغه 57 حكمت عملي يا اخلاق مرتضوي 58 رساله اي در اربعين 59 شرح چهل حديث در معرفت نفس 60 اضبط المقال في ضبط اسماء الرجال 61 وجيزه اي در ترجمه و شرح زندگاني علامه طباطبائي 62 وجيزه اي در مناسك حج ( در ده رساله فارسي ) 63 تعليقات علي العروة الوثقي 64 القطب و المنطقه 65 استخراج جداول تقويم 66 استيعاب الوجوه الممكنه في صنعة الاصطرلاب 67 تصحيح و تعليق الدر المكنون و الجوهر المصون 68 تصحيح و تعليق اكرمانالاوس 69 تصحيح و تعليق تحرير مجسطي بطلميوس به تحرير خواجه طوسي 70 تصحيح و تعليق تحرير مساكن ثاوذوسيوس 71 تصحيح و تعليق تحرير اصول اقليدس 72 تصحيح و تعليق تحرير اكرثاوذوسيوس 73 تصحيح و تعليق شرح بيرجندي بر بيست باب 74 تصحيح و تعليق شرح بيرجندي بر زيج الغ بيك 75 تصحيح و تعليق شرح بيرجندي بر زيج الغ بيك 76 تصحيح و تعليق شرح چغميني 77 تعليقه بر رساله قبله مولي مظفر 78 دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي 79 دروس معرفة الوقت و القبله 80 دروس معرفت اوفاق 81 رساله تعيين سمت قبله مدينه 82 شرح زيج بهادري 83 شرح قصيده كنوز الاسماء 84 مصادر اشعار ديوان منسوب به اميرالمومنين (ع) 85 امثال طبري 86 تصحيح و اعراب اصول كافي 87 تصحيح گلستان سعدي 88 تصحيح كليله و دمنه 89 تقديم و تصحيح و تعليق نصاب الصبيان 90 تعليقه بر باب توحيد حديقة الحقيقة 91 تعليقه بر قسمت معاني مطول 92 ديوان اشعار 93 قصيده ينبوع الحيوة ( ضميمه در رساله جعل ) 94 مجموعه مقالات 95 هزار و يك نكته 96 هزار و يك كلمه - جلد اول 97 هزار و يك كلمه - جلد دوم 98 هزار و يك كلمه - جلد سوم 99 هزار و يك كلمه - جلد چهارم 100 هزار و يك كلمه - جلد پنجم 101 هزار ویک کلمه - جلد ششم 102 هشت رساله عربي 103 تقديم و تصحيح و تعليق خزائن 104 ده رساله فارسي 105 يازده رساله فارسي 106 در آسمان معرفت 108 كشيكل 109 نهج الولایه 110 طب و طبیب و تشریح 111 صد کلمه در معرفت نفس 112 صحیفه زمردین در سخنان سیدالساجدین 113 ادله ای بر حرکت جوهری

 برگرفته از پایگاه : azha.ir

استادي كسي همچون حضرت آقاي حسن زاده آملي (دامت معاليه) كه ميان مراتب عاليه علمي و مقامات و فتوحات معنوي و روحي جمع كرده اند براي هر مؤسّسه علمي، دانشگاه و حوزه اي، مغتنم و موجب افتخار است.

مقام معظّم رهبري، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي حفظه الله

3.jpg

برگرفته از پایگاه  : allameyedahr.blogfa.com

فرمایش حضرت علاّمه حسن زاده ی آملی حفظه الله در مورد حضرت امام خامنه ای حفظه الله : خدایا به حقّ پیغمبر و آل پیغمبر سایه ی این بزرگ مرد، این رهبر اصیل اسلامی، آیت الله معظّم خامنه ای عزیز را مستدام بدار الهی آمین الهی آمین الهی آمین بعدد کلماتت آمین .

خداوندا؛ ما را در دنیا و آخرت با حضرت علاّمه حسن زاده ی آملی حفظه الله محشور فرما؛ الهی آمین الهی آمین الهی آمین بعدد کلماتت آمین

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد